دوری

دوستان شریف سلام یک دنیاممنون ازلطف بیکران شماکه سعادت بخشیدیدوذره نوازی کردیدبازهم به شماتقدیم است به همه ای شما.....

دوری

خاطریک روزه درکاشانه ام نوری بپاش

آسمانی٬شعرمست ازجنس انگوری بپاش

سربه سرباران یک شهر٬واژه ای ازبامداد

طرح یک جنگل زانبوه گل سوری بپاش

ساده ازفریادیک بیدادگرآهسته شو

پای یک رویای من بنشین وغمخواری بپاش

امتدادجاده ای خاموشی ام راگل بریز

فرض کن دیوانه ات من٬بهرمجبوری بپاش

تاته یک سایه حتی همرهی یادم بکن

نفرت ازانتهای دل برین دوری بپاش

شنبه شب۱۷/۹/۱۳۸۶

                                                    

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی اميزم

وبلاگ قشنگی داری دوست من ٬ به ما هم يه سری بزن !

ی.عصيان

سلام به زيوری گرامي ! تاته يک سايه حتی همرهی يادم بکن نفرت ازانتهای دل برين دوری بپاش راستش از روی تصادف چنين يک مشوره ی به يک آشنا دادم وی را حتما به اينجا دعوت ميکنم تا اين گواهینامه را بر تصديق گفتارم به خوانش گيرد. دوری ها را به آتش اندازيم...... هميشه خوشبخت باشيد ي.عصيان

بيتا

عزيز دل، خيلی زيبا بود نفرت ازانتهای دل برين دوری بياش ميتونه دو تا معنی داشته باشه!!! اميد که منظور شما، بردن نفرت و دور کردن آن باشد! در اين صورت عاشق حيران.....در انتها، نفرتی نيست....تنها عشق است....ببخش و بگذر!! درود بر شما عزيز بزرگوار

علی اميزم

ممنون از کامنتت ٬ حسابی شرمنده کردی ! بازم بيا دوست من !

بيتا

با درود........و با افتخار نامتان در پيوندهای آبی عشق گزارده شد.

بهار

زيوری عزيز شعرت واقعآ زیباست و به امید موفقیت هرچه بیشترت بهار از دیار تخار