چهارفصل گذشته

بنام خداوندج ..........

درودبرشمایان همه ....................

 

پایان کودکی ام

آغازیک دردخفته

درچهارفصل اطرافم بود

که من امتدادیک شهردرهم

وروزگار وحشت وانتحاررا

ازلای برگ های ازباروت ریخته

میسراییدم

پایان کودکی ام .........

انجام بهاری من بودکه........

ازخزان زرد درب هایش میگشودند

ومن رویآی دیوارکوچه مان را

که همه درسایه اش مینشتم

شکسته ودرمانده ازنفس کشیدن ایام

درکابوس میدیدم

پایان کودکی ام

ازآنسوهاشروع میشد

که فریادبودودرد

ازبچه ی مادرمرده همسایه مان

ومن بااین همه بزرگ میشدم

وپایان کودکی ام

آتش گرفتن مکتب مان بود

که حتی خاکسترش را

هرروزبه بادمیبینم

وپایان کودکی ام

هیچ...........

 

 

/ 43 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صبا

با سلام! سروده های تان زیباست موفق باشی

غریبه

سلام به اقای زیوری گرامی از محبتی که در مورد نوشته های این حقیر دارید سپاسگزارم موفق باشید

هادی

تشکر از شما دوست عزیز یه خاطر نظر لطفتان. برای نوشته های زیبا و به خصوص ویلاگ زیبایتان تبریک.

شبگیر

سلام دوست عزیز! مثل همیشه شما به من لطف دارید. این روزا کلاَ فرصت بودنم در دنیای مجازی کمتره... ... شعرتون هم زیباس. ... پاینده باشید[گل]

علیرضا کسرائی

به قول فقها و حقوقدانان و منطقیون و فلاسفه در یک سری مناطق سوق الجیشی فلذا موفق باشید!!"

مهرداد

سلام به حضرت ویژه آمدم و شعر تازه ات را خواندم برا ی بار دوم هم که خواندم تازه بود. درود

نسیمه

سلام دوست عزیز. وب زیبای دارید. سروده هایت هم به دلنشست موفق باشید.[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][خداحافظ]

کاکه تيغون

عزيز آيا اين پايان شما به پايان نمي رسد مگر؟

شهـــلا

سلام امیدوارم که خوب باشید با مطلبی به روز هستم و منتظر دیدارتان

شهـــلا

سلام امیدوارم که خوب باشید با مطلبی به روز هستم و منتظر دیدارتان