تراژیدی

سلام به عزیزان همدل این به عنوان سطر برایتان تقدیم.

 

تراژیـــــــــــــــــــــــــدی ***

 

میخواستم که شعر نویسم غزل نشد

عنوان سطر وصفحه ی هم لااقل نشد

میخوستم که نو شوم از کهنه گی خویش

صد امتداد رفتم و اما عمل نشد

یک برکه  آب بودی و من تشنگی محض

انجام  .  این  تراژیدی  مبتذل  نشد

فردا سکوت میشود آیینه بعد من

شاید پسند دیده ی تو این محل نشد

***

تو عاشقم شدی که مرا خون جگر کنی

ایکاش بهر خون دلم  این جدل نشد

_____________________

 

/ 31 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شراره جمشید

یک برکه آب بودی و من تشنگی محض دوست خوب افغان درود غزلهایت کم کم گل میدهند. به روز هستم . امید که بخوانی

دریاباری

عزیززیوری ویژه. من چیزی /پیامی ننوشته ام این روزها اصلا وقت سرزدن به در دوستانم نیست. از نام مهرداد نیز برای بنده توهین نامه فرستاده بودند شما مطمئن باشید که درچشم تصویرت برادرانه است. ممنون که درجریان گذاشتید. بادرودواحترام دریاباری

حضرت وهریز

سلام زیوری عزیز، لذت بردم از خواندن اشعار خوب تان. کامیاب باشید و سرفراز.

فوزیه یلدا

اسلام ودرود بر شما ممنون از شما شعر قشنگتان را خواندم با محتوای زیبا سروده شده قلم تانرا رسا تر خواهانم شاد باشید.

مصطفا فخرایی

سلام دوست عزیز شعرتان را با لذت خواندم. شاد و سربلند!

دریاباری

عزیز شما میدانیدپیامها (کد/ip دارند درصورت که خواسته باشید کد/ای پ . پیام را بمن بفرستید می توانم ادرس دقیق فرستند/نویسنده اش را به شما بگویم. قربانت درباری

آرش پورعليزاده

سلام صاحب مي بينم كه اهل فضل هستيد و اهل ادب. غزطل تان هم مثل خودتان خوب است. در تخار هستيد در حال حاضر يا كابل؟

آرش پورعليزاده

سلام صاحب مي بينم كه اهل فضل هستيد و اهل ادب. غزل تان هم مثل خودتان خوب است. در تخار هستيد در حال حاضر يا كابل؟

فوزیه یلدا

سلام و درود برشما ویژه عزیز سبایت را زیباسازی کردید مزین با تصویر زیبا با شعر تازه حضور شما را گرامی میدارم شاد باشید و غزل سرا