سرانجام باران...
ادبیات

عیدمبارک برهمه:

دوستان وعزیزان نازنین عیدتان راتبریک گفته ازبارگاه خداوندج سعادت نصیب تان میخواهم.

کنارپنجره درانتظارنورشدم

زانزوای سیاهی دمی به دورشدم

کتاب زندگی فصل خویش بگشودم

سکوت غم به همه سطرهامرورشدم

به اقتباس صدای خوشی بپیوستم

زکوچه های یخ زده اش بی بها عبورشدم

سرازخیال پرازغم نگشت آسوده

ومن درانتظارجوانی دوچشم کورشدم

زبازخواهی دامان زندگی شب وروز

به لطف آن صنمم گه گهی سرورشدم

نه روزنی که ازآن سایه ای بیارایم

چی بی بسانه دچارغمی به زورشدم

گمان زروشنائی فانوس دل طلب میکرد

ومن چی خسته ازاین رهگذرصبورشدم

۱۱/۱۱/۱۳۸۴ تخار


برچسب‌ها:

سه‌شنبه ۱۳۸٦/٧/٢٤ | ۳:۳٦ ‎ب.ظ | زیوری ویژه | نظرات ()

Menu
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................