|
سرانجام باران... ادبی وشعری
|
سلام به عزیزان همدل این به عنوان سطر برایتان تقدیم.
تراژیـــــــــــــــــــــــــدی ***
میخواستم که شعر نویسم غزل نشد عنوان سطر وصفحه ی هم لااقل نشد میخوستم که نو شوم از کهنه گی خویش صد امتداد رفتم و اما عمل نشد یک برکه آب بودی و من تشنگی محض انجام . این تراژیدی مبتذل نشد فردا سکوت میشود آیینه بعد من شاید پسند دیده ی تو این محل نشد *** تو عاشقم شدی که مرا خون جگر کنی ایکاش بهر خون دلم این جدل نشد _____________________
[ شنبه ۱۳۸٧/۱۱/۱٢ ] [ ٩:٢٩ ق.ظ ] [ زیوری ویژه ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |