|
سرانجام باران... ادبی وشعری
|
بیاطرح بکش برفصل های من بهاری شو ودرباغ غزل هایم بخوان مست وقناری شو کناریک سبدخورشیدروی صحن رؤیایم گذرکن مرزخلوت رازشهرخودفراری شو نه شایددوربودن.....دلهره.....بعدش فراموشی به نوروزم فرود آ و گل سرخ مزاری شو منم تنهابه دورازصبر.......پاییزم که میریزم اگرفرصت میسرشدبیابرمن قراری شو من وشعرم سکوت شب نهفته دردل دریا که ساحل نیست پیدایم نگرعجزم کناری شو >>>>
[ سهشنبه ۱۳۸٧/٢/۳ ] [ ۳:٠٠ ب.ظ ] [ زیوری ویژه ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |