سرانجام باران...
ادبیات

سلام به همه، به هیچ کس، به هر کسی که دم از یاد مابکند این تکراردیوانه گی هایم را مشق کردم

وبرعاشقان تقدیم..

درینصورت تمام التماسم بی هدر بوده

تمام خاطرات کهنه ام یک درد سربوده

تمام چهار فصلی انتظارم ...اوف...

برایت چون سپیداری بلندی بی ثمر بوده

چو لحن تند شب در انزوا خاموش...خاموشی

همش از دست عشق روسیاهی بی پدر بوده

چی میگویم... ، ز خود هر گز نه نالیــــــد

سپیدار بلند افتاده از دست تبر بوده

***

برو دختر به دنبالش که تا دیوانه برگردد

همه گویند...! بیچاره برایت در به در بوده

>>><<<


برچسب‌ها:

پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٢ | ۸:٥۸ ‎ق.ظ | زیوری ویژه | نظرات ()

Menu
.............................................
WebLink
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................